digicap سرمایه دیجیتال انباشت شایستگی های دیجیتال (اطلاعات، ارتباطات، ایمنی، ایجاد محتوا و حل مسئله) و فناوری دیجیتال است. مانند تمام سرمایه های دیگر، انتقال و انباشت مستمر آن به حفظ نابرابری های اجتماعی تمایل دارد.

اندازه گیری تاثیر کامل سرمایه دیجیتال
اگرچه دارایی های دیجیتال نامشهود عمدتاً شمارش نشده است، ممکن است کلید مهمی برای درک رقابت و رشد در عصر اینترنت باشد.
در 31 ژوئیه 2013، دفتر تحلیل اقتصادی ایالات متحده، برای اولین بار، ارقام تولید ناخالص داخلی را منتشر کرد که تحقیق و توسعه را به عنوان سرمایه گذاری ثابت طبقه بندی می کرد. این نرم افزار در دسته جدیدی به نام محصولات دارای مالکیت معنوی به نرم افزار پیوست.
در اقتصاد مبتنی بر دانش ما، این یک حرکت معقول است که حسابداری تولید ناخالص داخلی را به واقعیت اقتصادی نزدیک می کند.
و در حالی که ممکن است این تغییر محرمانه فقط برای تعداد کمی از اقتصاددانان مرتبط به نظر برسد،
نیاز به این تغییر منعکس کننده عدم تطابق گسترده تری بین اقتصاد دیجیتال ما و روشی است که برای آن حساب می کنیم. این مشکل پیامدهای جدی مدیریت ارشد دارد.
برای درک عدم تطابق، باید آنچه را که ما سرمایه دیجیتال می نامیم را درک کنید – منابعی که در پشت فرآیندهای کلیدی برای توسعه محصولات و خدمات جدید برای اقتصاد دیجیتال هستند.
سرمایه دیجیتال دو شکل دارد.
اولین مورد به طور سنتی دارایی های ملموس شمرده می شود، مانند سرورها، روترها، پلتفرم های خرید آنلاین و نرم افزارهای اولیه اینترنتی. آنها به عنوان سرمایه گذاری در دفاتر شرکت ظاهر می شوند.
با این حال، بخش بزرگ و رو به رشدی از آنچه اقتصاد دیجیتال امروزی را تقویت میکند، از نوع دوم سرمایه دیجیتال – داراییهای نامشهود تشکیل میشود.
آنها متنوع هستند: طرح های منحصر به فردی که تعداد زیادی از کاربران را درگیر می کند و تجربیات دیجیتالی آنها را بهبود می بخشد.
ثبت دیجیتالی رفتار کاربر، مشارکتها و پروفایلهای اجتماعی؛ محیط هایی که مصرف کنندگان را تشویق به دسترسی به محصولات و خدمات می کند.
و قابلیتهای کلان داده و تحلیلی که میتواند عملیات و رشد کسبوکار را هدایت کند.
آنها همچنین شامل طیف رو به رشدی از مدلهای تجاری جدید برای کسب درآمد از فعالیتهای دیجیتالی میشوند،
مانند پتنتها و فرآیندهایی که میتوانند برای درآمد حق امتیاز مجوز بگیرند، و ارزش ویژه برندی که شرکتهایی مانند Google یا Amazon.com از طریق تعامل دیجیتال ایجاد میکنند.
حسابداری متعارف این قابلیت ها را نه به عنوان سرمایه گذاری شرکت، بلکه به عنوان هزینه در نظر می گیرد،
به این معنی که سرمایه آنها به عنوان سرمایه منعکس نمی شود.
از آنجایی که مبالغ خرج شده مستهلک نمی شود، مقدار زیادی از درآمد گزارش شده را از بین می برد.
با این حال، هزینه کردن برای این قابلیت ها گاهی اوقات باید به عنوان سرمایه تلقی شود،
چرا؟
زیرا آنها می توانند عمر طولانی داشته باشند. توسعه فرآیند جستجوی داخلی Amazon.com که فروش مکرر یا تلاشهای نتفلیکس را برای تنظیم دقیق توصیههای شخصی برای افزایش مشاهده ویدیو و حفظ مشتریان افزایش میدهد، مطمئناً بیش از هزینهها است.
چنین قابلیت هایی، که ساختن و تکرار آن ها پیچیده است، اغلب می تواند به شرکت ها کمک کند تا نقاط قوت رقابتی پایدار ایجاد کنند.
ما به شدت از تلاشهای نادرست برای توجیه ارزشگذاریهای بسیار بالا در طول حباب اینترنت اواخر دهه 1990 با این ادعا که مبانی مالی و حسابداری دیگر مرتبط نیستند، آگاه هستیم.
ما همچنین میدانیم که از اولین کسی نیستیم که به رابطه بین داراییهای نامشهود، رشد و بهرهوری در سطح شرکت، و رشد کلی اقتصادی اشاره کنیم.
چیزی که میخواهیم در اینجا پیشنهاد کنیم این است که
آن روابط، که زمانی نماینده اقلیت کوچکی از تجارت بودند. فعالیتها در حال تبدیل شدن به یک قانون در اقتصاد دیجیتال هستند.
در واقع، بسیاری از هزینههای دیجیتال امروزی میتواند برای داراییهای نامشهود طولانیمدت که چشمانداز رقابتی آینده را مشخص میکند، پرداخت کند.
افزایش خطرات در نبرد حق چاپ بین اینترنت و شرکتهای الکترونیک مصرفکننده و در هزینههای عمده روی پورتفولیوی ثبت اختراع دیده میشود.
مهمتر از همه، ما می خواهیم برای بسیاری از رهبران کسب و کار، بر اهمیت تغییر ذهنیت مورد نیاز برای پذیرش کامل اهمیت سرمایه دیجیتال تأکید کنیم.
ماهیت مخرب دارایی های دیجیتال در بازارهایی مانند جستجو، تجارت الکترونیک و رسانه های اجتماعی (جایی که مهاجمان می توانند مدل های تجاری با مقیاس تقریباً نامحدود بسازند) تشدید می شود.
داراییهای دیجیتال مخرب همچنین در بخشهایی که دادههای رفتاری و مشارکت کاربران میتوانند از طریق تعریف فرصتهای تجاری کاملاً جدید یا تقویت پیشرفتها در نوآوری مشارکتی کسب درآمد کنند، مهم هستند.
همانطور که میدان راهاندازی پرداخت موبایلی در عرصه کارتهای اعتباری نشان میدهد، شرکتهایی که این داراییها را به کار میگیرند،
به لطف اقتصاد بسیار متفاوت یا روشهای کاملاً جدید انجام کارها، پتانسیل تهدید کردن استخرهای سود بزرگ موجود را دارند.
شباهت هایی بین آنچه امروز و در طول دوره 100 سال پیش رخ می دهد وجود دارد،
زمانی که موتورهای الکتریکی استقبال گسترده ای پیدا کردند.
در اوایل آن چرخه، شرکتها روی موتورهای فیزیکی سرمایهگذاری کردند که مانند سرورها و روترهای امروزی پلتفرم رشد جدیدی را فراهم کردند.
اما نوع مهمتر ارزش بعد از اینکه شرکتها شروع به درک اینکه چگونه موتورها میتوانند تقریباً هر فرآیند را تغییر دهند،
بهرهوری را بهبود بخشند و نوآوری را تحریک کنند ظاهر شد.
شرکت هایی که این مزایا را به دست آوردند موفق تر و ارزشمندتر از سایرین بودند.
امروزه، ارزشگذاری بازار بسیاری از شرکتهای مبتنی بر اینترنت از ارزشهای همتایان خود در سایر بخشها، از جمله فناوری پیشرفته، بالاتر است.
بسیاری از رهبران اینترنتی نسبت به شرکتهای فنآوری معتبر بازدهی کمتری از حقوق صاحبان سهام کسب میکنند،
اما دلیلی وجود ندارد که باور کنیم بازارها روی پتانسیل رشد شرکتهای دارای مهارت دیجیتال شرطبندی غیرمنطقی دارند.
همانطور که نوار کناری «ارزشگذاری و داراییهای نامشهود: مشاهده متفاوت اعداد» نشان میدهد،
تلقی از داراییهای نامشهود دیجیتالی بهجای هزینهها، منطق پشت ارزشگذاریها را روشن میکند.
(ما این محاسبات ارزشگذاری پیشفرم را بر اساس دادههای گردآوریشده توسط محققان دانشگاهی و همچنین مفروضات مربوط به نرخهای سرمایهگذاری نامشهود و دیجیتال از تحقیقات خود و خارج از کشور استوار کردیم.)